502160029-sabatak-com
مراسم شب نوزدهم ماه مبارک رمضان ۸۹(آیت الله رسولی محلاتی)
12 September 2015
03
سخنرانی آیت الله رسولی محلاتی (شب ۲۱ ماه مبارک رمضان)
12 September 2015

مراسم شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان ۸۹(آیت الله رسولی محلاتی)

ررر

بسم الله الرحمن الرحیم

شب بیست و یکم ماه رمضان، شب شهادت امیرالمؤمنین (ع) یکی از شب‌های بسیار بزرگی که احتمالی زیادی هست که شب قدر باشد. البته شب بیست و سوم از نظر روایات، اخبار، احادیث و کلمات علماء و بزرگان خیلی به شب قدر نزدیکتر است و احتمال شب قدر در شب بیست و سوم بیشتر از همه‌ی شب‌هاست.
مرحوم علاّمه مجلسی و برخی علما فرموده‌اند که طبق روایات بیشترین احتمال در شب قدر شب بیست و سوم است و از شب بیست و یکم از این نظر مهمتر است.
در شب نوزدهم بحث ما، بحث خوف و رجاء بود. برطبق روایاتی از ائمه (ع) انسان مؤمن همیشه باید در هر حالی در خوف و رجاء باشد، حتّی در یک روایتی آمده که کفه‏ی خوف و رجاء باید مساوی باشد نه این بر او بچربد، نه او بر این، علّتش هم معلوم است زیرا خوف به تنهایی خطرناک است رجاء تنها هم اگر کفه‏اش رفت بالا خطرناک است و البته این منشأاش هم آیات و روایات بسیاری است و دعاهایی که در همین ماه مبارک رمضان است.
در سوره‌ی مبارکه‎ی زمر آیه‎ ۹ درباره‌ی مؤمن می‌فرماید: «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّیْلِ سَاجِدًا وَ قَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَیَرْجُو رَحْمَهَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» «افراد با ایمان کسانی هستند که هم از آخرت می‌ترسند و هم به رحمت خدا امید دارند».
و یا در یک آیه‌ی دیگر در قرآن می‌فرماید: «نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ، وَ أَنَّ عَذَابِی هُوَ الْعَذَابُ الأَلِیمَ». «ای پیغمبر به این بندگان من خبر بده من، هم آمرزنده‌ام هم مهربان، امّا عذاب من عذاب دردناکی است» یعنی باید هم امیدوار به غفران و رحمت حق بود و هم از این عذاب‌ها بترسیم». که اینها بلافاصله کنار هم آمده.
در همین دعاهای ماه مبارک رمضان در ابتدای دعای افتتاح که شب‌ها می‎خوانیم: «أَیْقَنْتُ أَنَّکَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِی مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَهِ وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ فِی مَوْضِعِ النَّکَالِ وَ النَّقِمَهِ». «خدایا من یقین دارم که تو ارحم الرّحمین هستی، شکّی ندارم امّا در جای رحمت، و باز یقین دارم اشدّ العقاب هستی در جای نقمت و عذاب».
غرض اینکه، این یک اصل مسلّمی است از نظر روایات، تاریخ، قرآن و احادیث، و بندگان مؤمن خداوند هیچگاه نباید مأیوس باشند و هیچوقت هم نباید کاملاً امیدوار باشند یعنی این یأس از رحمت خدا یکی از بزرگترین گناهان است.
در شب نوزدهم قدری راجع به خوف و ترس از گناه و عقاب الهی و گناهانی که چقدر خطرناک است و بعضی دیگر از گناهان، عرض کردم که در روایات معتبر هست که سبب می‌شود بوی بهشت را که از پانصد سال راه، طبق روایات شنیده می‌شود بعضی‌ها نشنوند.
یک حدیث جالبی هست که مرحوم مجلسی در بحارالانوار از چند کتاب نقل کرده که این کتاب‌ها هم کتاب‌های معتبری است مثل مجمع البیان مرحوم طبرسی مثل قوال اللعالی، مثل تفسیر عیاشی که از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که: امیرالمؤمنین (ع) روزی بر منبر فرمود: «أوَّلَ عَلَی النّاسِ وَ قالَ أیّۀُ آیۀٍ کتابِ الله أرجاءنا». آیات رجاء در قرآن خیلی زیاد است، آیاتی که انسان را امیدوار می‌کند، امیرالمؤمنین (ع) بالای منبر به مردم فرمود: به نظر شما در قرآن کدام آیه از همه برای مردم و گناهکاران و بندگان خدا امیدوارکننده‌تر است؟ «فقال بعضهم: إنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ». خداوند تنها گناهی که نمی‌بخشد گناه شرک است، مشرک شوند به خدا، برای خدا شریک قائل شوند، امّا غیر از شرک هر گناهی که باشد بجز شرک، خداوند هر گناهی را می‌آمرزد ولی برای کسی که خدا بخواهد. (همان لمن یشاء، این لمن یشاء کمی محدود می‌کند که اگر نبود این آیه خیلی گسترده بود، امید بخش بود واقعاً امیدبخش‌ترین است).
امیرالمؤمنین (ع) وقتی شنیدند فرمودند: «حسنۀٌ و لیس ایّاها» آیه‌ی خوبی است امّا آیه‌ای که من می‌خواهم نیست امیدوارکننده‌ترین آیه نیست، بعضی دیگر گفتند این آیه امیدوارکننده‌ترین آیه است که خدا در قرآن سوره‌ی مبارکه‌ی نساء آیه‌ی ۱۱۰ می‌فرماید: «وَ مَن یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِیمًا». «هرکس کاری کند یا به خودش ظلم کند سپس استغفار کند خدا را غفور و رحیم می‌یابد». (یعنی گناه کند، گناهکار واقعاً به خودش ظلم می‌کند به خودش ستم می‌کند و کسی که آفریده شد خلقت خدا را تغییر می‌دهد و می‌رود به دنبال کاری که برایش خلق نشده و به ضررش است). این هم خیلی آیه‌ی امیدوارکننده‌ای است. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «حسنۀ و لیس ایّاها» خوب آیه‌ای است امّا آیه‌ای که من می‌خواهم نیست. و قال بعضهم: یا امیرالمؤمنین این آیه امیدوارکننده‌ترین آیات است: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا». «ای بندگان من که بر خودتان اسراف و ظلم کردید (زیاده‌روی کردید، خطا کردید کاری که نباید کردید) هیچ وقت مأیوس نشوید از رحمت خدا خدا همه‌ی گناهان را می‏بخشد». سوره‌ی مبارکه زمر، آیه ۵۳٫ اینجا دیگر استثنا هم ندارد.
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «حسنۀ ولیس ایّاها». خوب آیه‌ای است امّا آیه‎ای که من می‌گویم نیست.
قال بعضهم: «وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ». «کسانی که کار زشتی انجام دهند یا به خود ظلم کنند سپس به یاد خدا بیفتند و استغفار کنند خدا گناهانشان را می‌بخشد». سوره‌ی مبارکه آل عمران، آیه ۱۳۵٫
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «حسنۀ و لیس ایّاها» خوب آیه‌ای است امّا آیه‎ای که من می‌گویم نیست. همه متوجه شدند و روایت داریم که مردم سر و صدا کردند: پس یا امیرالمؤمنین چه آیه‎ای است؟ ما دیگر چیزی نمی‌دانیم.
امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «سَمِعتُ رسول الله (ص) إرجا آیۀ فی کتاب الله: «وَأَقِمِ الصَّلاَهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ». سوره مباره‎ی هود، آیه‌ ۱۱۴٫ از پیغمبر (ص) شنیدم امیدوارکننده‎ترین آیات در قرآن این آیه است که راجع به نماز است. «ای پیغمبر نماز را از هنگامی که آفتاب وسط آسمان می‎آید تا زمانی که شب فرا می‌رسد (که منظور دو طرف روز که قسمتی از شب یعنی نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء است) نماز را بخوان و اقامه کن. سپس به دنبالش می‌فرماید: إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ نیکی‌ها بدی‌ها را از بین می‌برد».
سپس امیرالمؤمنین (ع) فرمود: پیغمبر (ص) فرمود: نماز این خاصیت را دارد و این کار را می‌کند.
حالا تعبیری که امیرالمؤمنین (ع) از این آیه دارند: اینکه پیغمبر (ص) فرمود: نماز مانند یک نهر جاری می‌ماند که در خانه‌ی یکی از شما یک نهر جاری همیشه جریان داشته باشد و شما پنج بار در روز خودتان را در این نهر شستشو دهید آیا دیگر چرکی در بدن شما باقی می‌ماند؟ این تعبیری است که پیغمبر اکرم (ص) فرمودند، که امیرالمؤمنین (ع) از قول پیغمبر (ص) نقل کردند.
خاصیّت نماز این است که شما بین دو نماز هرچه آلودگی پیدا کنید هر گناهی که انجام بدهید بعد که نماز بخوانید این نماز مثل آن نهر آب جاری این آلودگی را می‌شوید و پاک می‌کند بنابراین امیدوارکننده‌ترین آیه در قرآن این آیه است آیه‌ی مربوط به نماز به خاطر آن جمله‌ی بعدش (إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ) ممکن است شما بپرسید که چطور این آیه از آن آیات امیدوارکننده‌تر است؟ برای اینکه عرض کردم یک آیه آنجا موکول کرده بود به مشیّت خدا (لمن یشاء) آیه‌ی دیگر فرموده بود: (یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا) مأیوس نشوید از رحمت خدا امیدوار باشید امّا حالا حتماً رحمت خدا شامل حالتان می‌شود یا نه آن هم معلوم نیست. قرآن می‌فرماید: «أنَّ رَحمۀ الله قریبُ المُحسنین». نطفه‌ی پاک بباید که شود قابل فیض.
رحمت خدا همه جا نیست و نزد همه کس نمی‌رود و ظرفیت می‌خواهد مناسبت می‌خواهد باید محسن باشد. حضرت یوسف (ع) وقتی برادرها نزدش آمدند فرمود: «فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ». حالا محسن چه کسی است؟ کسی است که کار نیک کند بنابراین این آیه هم باز نمی‌تواند همه‌ی جوانب را در بر بگیرد.
«لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ» این رحمت خدا کجا می‏رود؟ یا مثلاً این آیه‌ای که می‌فرماید: «ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ». خدا می‌آمرزد گناهان را امّا کجا؟ باید مناسبت باشد، ظرفیتش باشد، بله امّا در نماز دیگر این امّاها نیست، نماز یک تکلیف واجب شبانه‌روزی است که ما بالاخره روی هر وظیفه‌ای هست آن را انجام می‌دهیم و نماز یک آثار وضعی دارد و به قول آقایون ما چه بخوانیم چه نخوانیم نماز یک آثاری روی ما می‌گذارد، نماز انسان را متوجه به خدا می‌کند آیات و روایات بسیاری دربار‌ه‌ی نماز هست. «الصلاۀ معراج المؤمن، الصّلاۀ قربان کل تقیه، الصلاۀ خیر الموضوع».
پیغمبر اکرم (ص) می‌فرماید: بهترین چیزی که برای بندگان خداوند وضع شده از جانب خدا نماز است.
نماز واقعاً بابی است برای همه‌ی رحمت‌های الهی.
با تمام این امیدواری‌ها نماز باید نماز باشد. یعنی واقعاً وقتی انسان الله اکبر گفت و ایستاد رو به قبله تمام توجهش به خداوند باشد و از این عالم بیرون بیاید از زن، فرزند، ثروت، مقام، پول و… بیرون بیاید.
امام رحمۀ الله یک کتاب اسرار الصّلاۀ دارند بسیار خواندنی است مرحوم میز جواد آقای تبریزی هم کتابی با همین نام دارند که بسیار جالب است.
نماز واقعاً یک مجموعه‌ایست برای ساختن انسان‌ها و برای اینکه انسان را به خدا متوجّه کند اگر نماز این حالت را پیدا کرد مسلماً تنها عن الفحشا و المنکر است، واقعاً اگر نماز نماز باشد نمی‌گذارد انسان گناه کند و همان نماز جلوی گناه را می‎گیرد. امّا متأسفانه نمازها غالباً نماز نیست. نماز نه تنها برای آخرت و برای تقرّب خداست بلکه روایاتی داریم که با نماز می‌توان همه‌ی مشکلات را حل کرد.
قرآن در سوره‌ی مبارکه‌ی آل عمران می‌فرماید: «وَ استَعینوا بِالصَّبر وَ الصَّلاۀ» نماز برای مشکلات دنیا هم مهم است در تفسیر همین آیه از ائمّه (ع) روایت شده که «کانوا یفضعون الی الصلاۀ عند البلایا» انبیاء الهی وقتی مشکلی برایشان پیش می‌آمد به نماز پناه می‌بردند یعنی از نماز کمک می‌گرفتند و بعد هم استشهاد می‌کردند به همین آیه (وَ استَعینوا بِالصَّبر وَ الصَّلاۀ). «انها لکبیر ان الخاشعین» البته کار مشکلی است کار همه کس هم نیست و قرآن می‌فرماید این کار خاشعین است خود پیغمبر اکرم (ص) که پیغمبر اسلام و خاتم انبیاء و اشرف همه‌ی انبیاء است و علّت غایی همه‌ی موجودات، معجزه داشت و واقعاً اگر می‌خواست با معجزه همه کار می‌توانست کند امّا از نماز کمک می‌گرفت.
سخت‌ترین جنگهای اسلام، ما دو یا سه جنگ سخت در صدر اسلام داریم که سختترین جنگها بود اولی جنگ بدر که خیلی سخت بود ۳۱۳ نفر بدون تجهیزات بدون اسلحه، در تاریخ داریم که اسلحه‌ی این ۳۱۳ نفر هفت شمشیر و سه شتر و شش اسب بود و بقیه با سنگ و چوب و چاقو به جنگ آمده بودند. اصلاً بنا نبود جنگ کنند مشرکان وقتی فهمیدند اینها آمدند برای جنگ یک لشکر مجهزی تهیه کردند. لشکر مشرکین۹۵۰ نفر بودند و ۶۰۰ اسب داشتند و اکثرشان زره و شمشیر داشتند و لشکر اسلام تنها ۳۱۳ نفر بودند و هفت عدد شمشیر و سه شتر و شش اسب بود که نوبتی سوار می‌شدند که حتی در تاریخ داریم این سه شتر را پیغمبر اکرم (ص) و علی (ع) و یک شخص دیگر سوار می‌شدند و سرانجام هم خداوند مسلمانان را بر مشرکان پیروز گردانید و مشرکان هفتاد کشته و هفتاد اسیر دادند. غرض اینکه یکی از سخت‌ترین جنگ‌ها جنگ بدر بود. در تاریخ داریم که وقتی کار خیلی سخت شد پیغمبر اکرم (ص) به نماز ایستاد و اول خودش زره پوشید و اسلحه برداشت و وارد میدان جنگ شد ولی وقتی کار خیلی سخت شد ایستاد به نماز.
در جنگ خندق که یکی از سخت‎ترین جنگها بود زیرا در این جنگ که در رأسشان ابوسفیان بود اینها یک سال تمام لشکر تهیه و تجهیز لشکر می‌کردند چون می‌خواستند کار را یکسره کنند بنابراین ده هزار لشکر از اطراف تهیه کردند و شهر یثرب را محاصره کردند در این جنگ بود که پیامبر اکرم (ص) خودش به همراه عده‌ای دیگر اطراف شهر خندق کندند و این محاصره یک ماه به طول انجامید و کار بسیار سخت و دشوار بود. اینها همه به کنار یهود بنی قریظه که در شهر بودند آنها هم در اثر رفت و آمدی که با اینها داشتند پیمان شکستند و آماده شدند برای حمله به مسلمانان و کار بسیار دشوار شد.
قرآن می‌فرماید: «وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا، هُنَالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ». کار خیلی سخت شده بود و نفسها به گلوگاه رسیده بود، تعبیر قرآن این است که بَلَغَتِ القُلوبُ دلها به حنجرها رفت و نفسها به گلوگاه رسید و به مسلمانان خطاب می‌کند که گمانهای بدی به خدا بردید و بعضی از مسلمانان گفتند: متی نصر الله یاری خدا کجاست؟ و اگر واقعاً شمشیر امیرالمؤمنین (ع) نبود کار خیلی خطرناک می‌شد ضَربَتُ علیٍّ أفضَلَ من عبادۀٍ ثقلین.
عمروبن عبدود به میدان آمد و نعره می‌زد و مبارز می‌طلبید و کم کم کار به جایی رسید که مسخره می‌کرد و می‌گفت: و لقد بححت من النداء بجمعکم هل من مبارز، کسی نیست که به جنگ من بیاید؟ و رو به مسلمانان کرد و گفت: شما معتقدید که هر کس از شما کشته شود به بهشت می‌رود و هرکس یکی از ما را بکشد ما را به جهنّم می‌فرستد کسی میست که بخواهد به بهشت برود یا ما را به جهنّم بفرستد.
پیغمبر اکرم (ص) روایت دارد که مسلمانان وقتی عمروبن عبدود را دیدند و این حرفها را شنیدند کَأَنَّمَا عَلَی رُءُوسِهِمُ الطَّیْرُ رنگ از رخسارشان پرید و همه ترسیده بودند مثل اینکه پرنده‌ای بر روی‌شان نشسته باشد تکان نمی‌خوردند بلکه بعضی از آنها دل مردم را هم خالی می‌کردند همین خلیفه‌ی دوّم رنگش پریده بود و می‌گفت: می‌دانید این کیست؟ این فارس یل یل است. (یل یل داستانی است که جنگی پیش آمد که عمروبن عبدود آنجا بود در یک مکانی به نام یل یل جنگی اتفاق افتاد هزار نفر حمله کردند به قافله‌ای چند نفره که میان آنها عمروبن عبدود بود این عمرو بچه شتری را سپر خود قرار داد و به این سواران حمله کرد).
عمر می‌گفت این فارس یل یل است این عمروبن عبدود است، پیغمبر (ص) فرمود: کسی نیست که به جنگ این دشمن خدا برود و شرّش را از سر ما کم کند تا این جمله را فرمود علی (ع) بلند شد، علی (ع) در آن زمان بیست و هشت ساله بود و عمروبن عبدود یک پهلوان جنگ دیده‌ی مشهور در تمام عربستان هفتاد هشتاد ساله مرد ورزیده‌ی جنگی سواره و علی (ع) اسب هم نداشت فقط یک شمشیر، هر دفعه که پیغمبر (ص) می‌فرمود کیست به جنگ این دشمن خدا برود؟ علی (ع) می‌گفت: من، تا اینکه سه بار تکرار شد، چرا سه پیغمبر سه بار تکرار کرد با اینکه یقین داشت غیر از علی (ع) هیچ‌کس جرأت نمی‌کند به جنگ عمروبن عبدود برود، یقین داشت همه یقین داشتند، پیغمبر (ع) فرمود: این عمروبن عبدود است یا علی! امیرالمؤمنین (ع) عرض کرد: من هم علی بن ابیطالب هستم.
پیمبر سرودش که عمرو است این         کـه دسـت یلـی باختــه ز آستیــن
علــی گفت ای شــاه اینک منـم          که یک بیشه شیر است در جوشنم
******
می‌گویند تکبر بد است جز اینجا که خوب است یکی از جاهایی که تکبر لازم است میدان جنگ است که دل دشمن خالی شود، غرض اینکه چرا علی (ع) سه مرتبه بلند شد و پیغمبر (ص) هر سه بار فرمود بنشین با اینکه یقین داشت غیر از علی کسی نمی‎تواند با عمرو بجنگد به این خاطر بود که تا آخر الزمان طوری نباشد که بگویند علی (ع) بلند نشد وگرنه ارباب ما خلیفه اوّل و خلیفه دوّم بلند می‌شدند.
پهلوان همه‌ی این جنگها سردار همه‌ی این جنگها شجاع همه‌ی میدانهای جنگ علی (ع) بود. واقعاً اگر شمشیر علی بن ابیطالب (ع) نبود آن ضربتها، آن جنگها، در همان جنگ بدر هفتاد نفر از مشرکین کشته شدند که سی و شش نفر از آنها را علی (ع) کشت حتی در کشته شدن آن سی و چهار نفر هم علی (ع) شریک بود. در همین جنگ خندق همه‌ی مورخین و محدّثین شیعه و سنّی نوشتند که: پیغمبر (ص) فرمود: «لولا ضربت علی یوم الخندق أفضل من عبادۀ الثقلین». و وقتی امیرالمؤمنین رفت به طرف عمروبن عبدود پیغمبر فرمود که یک لباسی بر تن علی (ع) کردند و دعایی در حق‌اش کرده فرمودند: خدایا تو حمزه را در جنگ احد از من گرفتی و حارث بن عبدالمطلب را در جنگ بدر خدایا فقط علی مانده، علی را برای من حفظ کن.
وقتی علی (ع) رفت به طرف عمروبن عبدود باز این هم همه‌ی مورخین و محدثین شیعه و سنّی نوشته‌اند پیغمبر (ص) فرمود: «برز الایمان کلّه الشرک کله» «همه‌ی ایمان رفت به طرف همه‌ی شرک» یعنی همه‌ی ایمان مجسّم شد در وجود علی بن ابیطالب (ع) و همه‌ی شرک مجسّم شد در وجود عمروبن عبدود. یعنی اگر عمروبن عبدود در جنگ پیروز شده بود مسلمانان همه فرار می‌کردند، اسمی از اسلام نمی‌ماند و اگر علی (ع) پیروز می‌شد که شد کفر پشتش شکسته می‌شد که شد، یعنی عمروبن عبدود که کشته شد دل مشرکین خالی شد با تمام این حرفها عمروبن عبدود که کشته شد خیلی ترسیدند و وحشت کردند خندق هم بود، مع ذلک آن ساعت آخر پیغمبر اکرم (ص) رفت به نماز ایستاد (این نماز معراج کل مؤمن است قربان کل تقی است یعنی وسیله‌ی تقرب هر انسان با تقوایی نماز است).
بهترین موضع نماز است «احب الایمان عندالله صلاۀ» نماز را دست کم نگیریم اگر نمازمان نماز باشد دنیا و آخرتمان را می‌سازد.
در مدینه مسجدی هست به نام مسجد فتح که پیغمبر برای نماز به آنجا رفت زیرا کار خیلی سخت شده بود. شخصی به نام حذیفۀ بن یمان از مسلمانان بسیار مخلص و صاحب سرّ پیغمبر بود، برخی از اسرار پیغمبر (ع) نزد همین حذیفه بود، حذیفه می‌گوید: آن شب آنقدر سرد بود که من گلیمی را که با خود آورده بودم به دور خود پیچیده بودم و کناری افتاده بودم پیغمبر هم مشغول نماز بود، نماز می‌خواند و دعا و تضرع می‌کرد به درگاه خداوند، جمله‌ای از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که حذیفه می‌گوید در همینجا نقل شده: «أللهم إن تهلک هذه الاصاب لن توبۀ و إن شئت علی توبۀ لا توبۀ»، خدایا اگر این عده‌ی قلیلی هم که با من هستند از بین بروند دیگر در روی زمین کسی نیست که عبادتت را بکند حالا اگر هم نمی‌خواهی عبادتت را بکنند خب نخواه. کار به جایی رسیده که پیغمبر (ص) نمی‌داند چه می‌خواهد.
گر جمله‌ی کائنات کافر گردد          بر دامن کریاش ننشیند گرد
******
حذیفه می‌گوید پیغمبر (ص) نماز را خواند، سپس فرمود: «علی رجل یعطینی بخبر القوم حتی یکون مع فی الجنۀ» کسی نیست که برود و خبری از این لشکر دشمن بیاورد هرکس برود و بیاید در بهشت با من خواهد بود.
حذیفه می‎گوید: من این سخنان را می‌شنیدم عده‌ای هم آن طرف خوابیده بودند و می‌شنیدند امّا از ترس و سرما جرأت اینکه جواب پیغمبر (ص) را بدهند نداشتند و جواب ندادند، پیامبر (ص) برای بار دوّم فرمود: علی رجل یعطینی بخبر القوم حتی یکون مع فی الجنۀ… دیگر از این وعده بهتر می‌شود، یک نفر برود خبری از دشمن بیاورد با من در بهشت خواهد بود. حذیفه می‌گوید ما شنیدیم امّا از ترس و سرما جواب نمی‌دادیم، دفعه‌ی سوم من دیگر خیلی خجالت کشیدم که پیغمبر اینگونه می‌فرماید، من بلند شدم گفتم: أنا، من حاضرم بروم، فرمود: برو و از دشمن خبر بیاور اما کاری انجام نده دست به تیر و شمشیر نبر فقط خبر بیاور، و باز پیامبر (ص) به نماز ایستاد. غرض اینکه پیغمبر (ص) در سخت ترین شرایط از نماز کمک می‌گرفت.
حذیفه می‌گوید: من به سختی از خندق‌ها عبور کردم و درون لشکر دشمن رفتم دیدم خبری از باد و طوفان نیست رفتم جلوتر در تاریکی عده‌ای اطراف آتش نشسته بودند یکی از آنها بلند شد، ابوسفیان بود که می‌گفت: ما اینجا را محاصره کردیم و کاری از پیش نبردیم بعضی از سرانمان را هم که کشتند مثل عمرو و نوفل، این باد و طوفان هم دیگر چیزی از برای ما نگذاشته است همه‌ی چادرها را کنده و دیوارها را خراب کرده، حذیفه می‌گوید: ابوسفیان گفت: ببینید که جاسوس بین شما نباشد، من هم دیدم الان گرفتار می‌شوم فوراً دستم را به کسی که کنارم بود زدم و گفتم: من انت؟ تو کیست؟ گفت: معاویه، بعد به آن یکی زدم و گفتم: من انت؟ تو کیستی؟ گفت: عمروعاص و دیگر آنها از من نپرسیدند که کیستم. ابوسفیان خیالش راحت شد که اینجا جاسوسی نیست و گفت: باید از اینجا برویم دیگر نمی‌توانیم اینجا بمانیم، من سوار می‌شوم و با عجله‌ای که داشت فوراً بلند شد و سوار بر شتر شد و تازیانه‌ای به شتر زد که هنوز پاهایش بسته بود ناچار خم شد و زانوی شتر را باز کرد، حذیفه می‌گوید: من می‌توانستم با تیر و کمانی که همراهم بود او را بکشم و اگر هم این کار را می‌کردم رئیس لشکر دشمن را کشته بودم ولی چون پیغمبر (ص) فرموده بودند کاری نکن و برگرد برگشتم و صبح، تمام دشمن رفته بودند. با همه‌ی این مقدمات با همه‌ی این معجزات پیغمبر (ص) از نماز کمک می‌گرفت و امیدوارکننده‌ترین آیه در قرآن آیه‌ی نماز است.
یک حدیث دیگری هم هست که یکی از وسایل امید و از عوامل مهم امید و رجا، شفاعت است. در کتاب جلال‌الدین سیوطی که دویست کتاب دارد کتاب‌های خوبی مثل: تاریخ الخلفا که در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود یکی دیگر از کتابهایش تفسیر حدیثی است.
در کتاب الدّر المنصور فی التفسیر المأثور که از تفاسیر معروف سنّی‌ها است و همه قبول دارند در تفسیر مبارکه‌ی ضحی: «وَ الضُّحَى، وَ اللَّیْلِ إِذَا سَجَى، مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مَا قَلَى، وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَى، وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى، أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى، وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدَى، وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فَأَغْنَى، فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ، وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ». یکی از آیات بسیار امیدوار کننده این آیه است، که تفسیر شده به شفاعت پیامبر (ص) که ما شیعه‌ها همه قبول داریم و این کتاب برای سنّی‌هاست.
اخرج ابن منذر یکی از علمای اهل سنّت ابونعیم از چند طریق نقل می‌کند از شخصی به نام حرب بن شریح قال: «قلت لابی جعفر بن علی بن الحسین (ع): أ رأیت هذه الشفاعه الّتی یتحدّث بها أهل العراق أ حقٌّ هی؟ قال (ع): إی و الله، حدّثنی عمّی محمّدُ بن الحنفیه عن علیٍّ أنّ رسول الله (ص) قال: أشفع لأُمّتی حتّی ینادینی ربّی أرضیتَ یا محمّد؟ فأقول: نعم یا ربّ رضیتُ». «به امام باقر (ع) گفتم: این شفاعتی که اهل عراق (شیعیان) به ما می‌گویند راست است؟ امام باقر (ع) می‌فرماید: بله درست است، عمویم محمّد بن حنیفه از امام علی (ع) حدیث کرده: پیغمبر (ص) فرمود من در روز قیامت برای امّتم شفاعت می‌کنم به حدّی که خطاب می‌کنند راضی شدی ای محمّد! پس می‌گوید: بله راضی شدم».
آنقدر در روز قیامت گناهکاران را به من می‌بخشند که راضی می‍‌‌شوم.
سیوطی در همین کتاب جلد ۸، صفحه ۴۹۸، از امام حسن (ع) روایت می‌کند: «عن الحسن أنه سئل عن قوله: و لسوف یعطیک ربک فترضى» «از امام حسن (ع) پرسیدند: این معنایش چیست: فرمود: شفاعت است».
یکی از وسایل نجات در روز قیامت برای مردم و امید برای مسلمانان و گناهکاران شفاعت پیامبر اکرم (ص) است که سندش هم در کتاب‌های شیعه و سنّی در این کتاب هست.
حدیث جالب دیگری هم که در این کتاب آمده درباره‌ی شیعیان علی (ع) می‌باشد، این حدیث تفسیر سوره‌ی مبارکه‌ی بیّنه است: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ» «کسانی‌که ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند اینها بهترین مخلوقات خدا هستند».
عن جابربن عبدالله قال: «کنّا عندَ النّبی فَأقبَلَ علیٌّ و قال النَّبی: وَ الَّذی نَفْسی بِیَدِهِ اِنَّ هذا وَ شیعَتَهُ و لَهُمْ الْفائِزُونَ». گفت: نزد پیامبر (ص) بودیم که علی (ع) وارد شد و پیامبر (ص) فرمود: قسم به کسی که جان من در دست اوست علی و شیعه‌هایش از رستگاران‌اند.
لهم فائزون همان است که علی (ع) در محراب فرمود: فزت و ربّ الکعبه، فزت از همین ریشه است.
حدیث دوّم: «أخرج ابن عدی و ابن عساکر و ابن سعید مرفوعاً» اینها همه محدثین اهل سنّت هستند که گفت: «علیٌّ خیرُ البرَّیه» «علی بهترین مخلوق است».
حدیث سوم: قال ابن عباس: «لَنّا نَزَلَت انَّ الذین آمنوا و عملوا الصّالحات اولئک هم خیرٌ برّیه قال رسول الله (ص) لعلیٍّ هوَ و أنتَ شیعتکَ یوم القیامۀ راضیین المرضیه» «پیامبر (ص) به علی فرمود: تو و شیعیانت در روز قیامت، هم شما از خدا راضی هستید و هم خدا از شما».
حدیث چهارم و پنجم: این حدیث از خود علی (ع) نقل شده که پیغمبر (ص) به من فرمود: «أخرج ابن مُردبه عن علیٍّ (ع) قال لی رسول الله (ص): اللهُ تسمَع قول اللهِ إنّ الذینَ آمنوا و عملوا الصّالحات اولئک هم خیرٌ برّیه، أنت و شیعَتُکَ و موعدی و موعدهم الفز إذا لِعتَ الاَمّۀ الحساب تدعون المحجّلین غرّ محجلین» این آیه را شنیدی یا علی! ای علی جان! قرارگاه ما با تو و شیعیانت کنار حوض کوثر وقتی امّتها برای حساب می‌آیند تو و شیعیانت را می‌گویند: دست و رویتان سفید است». غرّ محجّلین انسانهای دست و رو سفید را گویند. روایت دارد کسانیکه دائم الوضو هستند روز قیامت غرّ محجّلین هستند.
غرّ محجّل در لغت عرب به اسبهایی می‌گویند که پیشانی و دستشان سفید است. و می‌گویند که این کنایه است یکی از القاب امیرالمؤمنین (ع) همین غرّ محجّلین است. وقتی این آیه نازل شد پیغمبر (ص) فرمودن: یا علی تو و شیعیانت روز قیامت انسانهای دست و رو سفید یعنی نجات یافته هستید.
از چیزهایی که خیلی امیدوارکننده است (چون شیعه‌ی علی (ع) بودن کار هرکس نیست) شیعۀٌ من شاءَ علیٌّ: شیعه کسی است که قدم جای علی (ع) بگذارد که این کار همه کس نیست. امّا چیز دیگری داریم به نام حبّ علی، حالا اگر شیعه‌ی واقعی علی (ع) نباشیم مسلّماً محبّ علی (ع) هستیم.
چند حدیث دیگر درباره‌ی دوستان علی (ع) که همه را در بر می‌گیرد و دیگر این اشکالات و شبهات هم در آن وجود ندارد، این احادیث هم برای کتاب سنّی‌هاست.
از پیغمبر اکرم (ص) نقل شده: «حُبُّ علیِّ حَسَنَۀٌ لا تزَرُّعَ معها سیِّعۀ» «محب علی حسنه‌ای است که هیچ گناهی به آن ضرر نمی‌زند».
«حبُّ علیٍّ علامت الایمان و بغضُ علیٍّ علامت نّفاق». حتی روایت دارد کسانی‌که شک داشتند درباره‌ی اولادشان که فرزند خودشان است یا نه، بچه را می‌آوردند به جایی که امیرالمؤمنین (ع) از آنجا می‌گذشت و می‌گفتند تو این آقا را دوست داری؟ اگر می‌گفت بله می‌فهمیدند فرزند خودشان است و اگر می‌گفت نه می‌گفتند فرزند کس دیگری است. «حبُّ علیٍّ علامت طیب الولادۀ» «محبّت علی (ع) نشانه‌ی حلال زادگی است».
«حبُّ علیٍّ أفضَلُ الأعمال»، «حبُّ علیٍّ تأکلُ السَّیِّات» «محبّت علی (ع) همه‌ی بدی‌ها را می‌خورد مانند آتش، همه‌ی بدی‌ها و گناهان را پاک می‌کند».
«عنوان الصَّحیفَۀُ المؤمن حبُّ علیٍّ» «روز قیامت وقتی پرونده‌ی اعمال را می‌آورند پرونده‌ای که حبّ علی در آن باشد بهشتی است».
«حبُّ علیٍّ برائتٌ من النّار» «محبت امیرالمؤمنین (ع) نجات یافتن از آتش است» (کاغذ آزادی بهشت را به دست محبین علی (ع) می‌دهند).
«لأجتمعُ حبُّ علیٍّ لما خلقه النّار» «پیغمبر (ص) فرمود اگر همه‌ی مردم دنیا علی (ع) را دوست داشتند خداوند آتش را خلق نمی‌کرد چون آتش برای دشمنان علی (ع) است».
«حبُّ علیٍّ سیّد الاعمال» «حبُّ علیٍّ یأکلوا الذّنوب کما تأکل النّارُ الهتب» «محبّت علی (ع) همه‌ی گناهان را می‌سوزاند همانطور که آتش هیزم را می‌سوزاند».
«علیٌّ أحبُّ الاعمال إلی الله». این حدیث شیخ صدوق در کتاب خصال که هم از شیعه نقل می‌کند و هم از اهل سنّت که این حدیث ظاهراً از اهل سنّت نقل شده که پیغمبر (ص) فرمود: « مَن رزَقَه الله حبّ الائمه من أهل بیتی فقد أصابَ خیر الدنیا والآخره فلا یَشُکَّنَّ أحدٌ أنهُ فی الجنّه فاِن فی حبّ أهل بیتی عشرین خصله، عَشرٌ منها فی الدنیا وعشرٌ فی الآخره، أما فی الدنیا فالزهد و الحرص على العمل و الورع فی الدین و الرغبه فی العباده و التوبه قبل الموت و النشاط فی قیام اللیل و الیَأس مما فی أیدی الناس و الحفظ لأمر الله و نهیه عَزّوجَلّ، و التاسعه بغض الدنیا، والعاشره السخاء، و أمّا فی الآخره فلا یُنشر له دیوان، و لا یُنصَب له میزان، و یُعطى کتابه بیمینه، و یکتب له براءه من النار، ویبیض وجهه و یُکسى من حُلَل الجنه، و یشفع فی مائه من أهل بیته، و ینظرالله عَزّوجَلّ الیه بالرحمه ویُتوّج من تیجان الجنه، و العاشره: یدخل الجنه بغیر حساب، فطوبى لمحبّی أهل بیتی» «پیغمبر (ص) فرمود: کسی که محبت اهل بیت مرا خداوند برایش روزی کند، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او داده، کسی که محبّت اهل بیت مرا داشته باشد شک نکند احدی، که در بهشت است، محبّت اهل بیت من بیست فایده دارد ده در دنیا و ده در آخرت، (یعنی این محبت اهل بیت تنها در آخرت فایده ندارد دنیا هم با محبت اهل بیت (ع) آباد می‌شود) امّا در دنیا: زهد، حرص بر عمل، ورع در دین، رغبت در عبادت، توبه قبل از مرگ و نشاط در بلند شدن شب (کسی که محبت اهل بیت (ع) را داشته باشد برای شب زنده‎داری و نماز شب نشاط دارد) بغض دنیا، و اما در آخرت، کسی که محبّت اهل بیت مرا دارد پرونده‌ی اعمالش را باز نمی‌کنند، ترازو برایش نمی‌گذارند، نامه‌ی اعمالش را به دست راستش می‌دهند، صورتش سفید است، لباسهای بهشتی به او می‌دهند در روز قیامت به محبّ اهل بیت من می‌گویند: صد نفر از خانواده‌ات را شفاعت کن، و خداوند عزوجل با رحمت نگاهش می‌کند تاج بهشتی بر سرش می‌گذارند و بدون حساب وارد بهشت می‌شود».
خوشا به حال دوستا اهل بیت (ع).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>