aa
تفسیر آیات ۹۹ الی ۱۰۱ سوره مبارک الانعام
18 April 2016
ککم
تفسیر آیات ۱۰۴ الی ۱۰۷ سوره مبارک الانعام
18 April 2016

تفسیر آیات ۱۰۲ و ۱۰۳ سوره مبارک الانعام

قرانی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«ذَلِکُمُ اللهُ رَبُّکُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ * لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ». آیات ۱۰۲ و ۱۰۳ سوره‌ی مبارکه‌ی انعام.

خداوند می‌فرماید: این است‏ خدا پروردگار شما هیچ معبودى جز او نیست آفریننده هر چیزى است پس او را بپرستید و او بر هر چیزى نگهبان است، چشمها او را درنمى‏یابند و اوست که دیدگان را درمى‏یابد و او لطیف آگاه است.

خداوند در این آیات بیان می‌دارد که پروردگار شما خصوصیّاتش این است و هیچ معبودی جز او نیست و آفریننده‌ی همه‌ی موجودات است پس این خدا را پرستش کنید که او وکیل و حافظ همه چیز است. در اینجا بحثی وجود دارد و آن این است که درباره‌ی خَلَقَ کُلِّ شَیءٍ و خالِقُ کُلِّ شَیءٍ عدّه‌ای بودند و هستند که به آنها جبریون می‌گویند و معتقدند که تمامی افعال و وجود ما را خداوند آفریده و هیچ کس هیچ اختیاری از خود ندارد و همه چیز جبر محض است و دلایلی برای این نظر خود می‌آورند و یکی از این دلایل همین آیات است که آنها می‌گویند: خداوند در این آیات می‌فرماید: هر موجودی را خداوند آفریده و افعال ما نیز به دست خداوند است و معتقد هستند که کارهای ما نیز جزء هر چیزی است و شیء محسوب می‌شود و به تعبیر قرآن خداوند خالق این چیزها است و خداوند است که فرمان می‌دهد که ما سخن می‌گوییم و فرمان می‌دهد که راه می‌رویم و …، در مقابل جبریون، عدّه‌ای هستند به نام اختیاریون یا تفویضیون که این گروه معتقد هستند که وقتی خداوند ما را خلق کرد به حال خود رهایمان کرده و هیچ دخالتی در کارهای ما ندارد و تمامی کارهایمان به اختیار و اراده‌ی خودمان است. قرآن از یهود تعبیر می‌کند و می‌فرماید: «وَ قَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُواْ» یهودیان می‌گویند: خداوند دستش بسته است و دیگر کاری نمی‌کند، خلق کرده و رها کرده، خداوند آنها را لعنت کند، دست خودشان بسته است. خداوند در آیه‌ای دیگر از قرآن می‌فرماید: «إنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً».

امّا منطق ائمه (ع) بینابین بوده و می‌فرمودند: «لا جَبرَ وَ لا تَفویضَ بَل أمرٌ بَینَ أمرَینِ» نه جبر است و نه اختیار بلکه امری بینابین است (یعنی هم جبر است و هم اختیار) یعنی ما از یک طرف در برخی از کارهایمان مجبور هستیم یعنی اراده‌ی خداوند بالای سرمان است و برخی از کارها را بدون اراده‌ی خداوند نمی‌توانیم انجام دهیم همانطور که خداوند در سوره‌ی مبارکه‌ی تکویر می‌فرماید: «وَ مَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاء اللهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ». و نیز می‌فرماید: «وَ مَا رَمَیْتَ اِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهِ رَمَى» ای پیغمبر! تو در جنگ تیر انداختی، این تو نبودی که تیر انداختی بلکه خداوند بود که این تیر را انداخت. در اینکه همه‌ی کارهای ما به فرمان خداوند است حرفی نیست امّا اینگونه هم نیست که ما هیچ اختیاری در کارهایمان نداشته باشیم و خداوند ما را مختار آفریده یعنی ما در عین اینکه مخلوق خدا هستیم و با اراده‌ی خدا کار می‌کنیم ولی اختیار هم داریم یعنی خداوند ما را طوری آفریده که اگر ما کاری می‌کنیم به اختیار خودمان بکنیم و اگر این مسئله‌ی جبر درست باشد اساس تمام ادیان الهی بر هم می‌ریزد زیرا تمامی ادیان معتقد هستند که در قیامت حساب و کتابی وجود دارد و اگر ما اختیار نداشته باشیم پس چرا خداوند ما را در قیامت عذاب کند. شاعری از جبریون می‌گوید:

ای آنکه به هر گام دو صد دام نهی          گویی کُشَمَت اگر در آن گام نهی

خـود دام نهی، اگر در آن گام نهم          گیری و کُشی و عاصی‌اش نام نهی

****

در جواب این شاعر یکی از علمای شیعه اینگونه می‌گوید:

ای آنکه ز جهل گام در دام نهی          وآن را غضـب و قهـر خدا نام نهی

حـق دام نهـد ولـی خبـردار کند          عیب از تو بُوَد اگر در آن گام نهی

****

از طرف دیگر اینگونه نیست که مجبور کلّی باشیم و اگر بطور کلّی مجبور بودیم پس به گفته‌ی ائمه (ع) خداوند همه‌ی پیغمبران الهی را بیهوده فرستاده است. بنابراین نه جبر است و نه اختیار بلکه بینابین است و در عین اینکه ما اختیار داریم امّا اختیار اصلی به دست خداوند است و با اراده‌ی او کار می‌کنیم. امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات همین است و اگر این امتیاز را نداشت پس با حیوانات فرقی نمی‌کرد، همه‌ی مخلوقات خداوند غیر از انسان در جبر کامل به سر می‌برند حتّی فرشتگان الهی و علّت اینکه انسان می‌تواند مقامش از فرشته نیز بالاتر برود همین مسئله است. خداوند هر چیزی را که برای کاری خلق کرده همان کار را انجام می‌دهد و اختیاری از خود ندارد و نمی‌تواند با خدا مخالفت کند، و اینکه شیطان نافرمانی خداوند را کرد زیرا از آتش آفریده شده بود و خلقتش جزء فرشتگان نبوده و سابقه‌ی فساد و نافرمانی بر روی زمین را داشته. در روایت دارد: شیطان جزء گروههای قبل از خلقت ما بوده است و شیطان از اجنّه‌ی ما قبل تاریخ ما بوده و خداوند آن سلسله‌ی ما قبل تاریخ را منقرض کرد و شیطان را به آسمانها برد و شیطان از آن زمان جزء فرشتگان شد.

امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه می‌فرماید: شیطان شش هزار سال عبادت خداوند را در آسمانها کرد و معلوم نیست این سالها از سالهای دنیا بوده یا از سالهای آخرت و رانده شدن شیطان و آمدنش به زمین پاداش همان شش هزار سال عبادت اوست.

بنابراین جواب کسانی که به این آیه تمسّک کرده‌اند  که همه‌ی اعمال و افعال ما به فرمان خدا است، این است که اعمال و افعال ما تحت اراده‌ی خداوند است امّا اختیار هم از ما سلب نشده و ما مختاراً کار بد انجام می‌دهیم و مختاراً کار نیک می‌کنیم. اگر کسی بگوید که ما مجبور به انجام این کارها بودیم در اشتباه است و ما تا آخرین لحظه‌ی عمر اختیار داریم و خداوند توان توبه و استغفار را به ما داده است. خداوند خالق و آفریننده‌ی هر چیزی است امّا این دلیل نمی‌شود که ما در کارهایمان اختیار نداشته باشیم و بر خلاف دیگر موجودات، خداوند ما را مختار خلق کرده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>