کلامی از امیر المومنین (کلام ۱۶ از کلام ۱۱۳ کلمات قصار نهج البلاغه)

1615530
کلامی از امیر المومنین (کلام ۱۵ از کلام ۱۱۳ کلمات قصار نهج البلاغه)
2 January 2016
farhangnews_113209-319211-1423210106
کلامی از امیر المومنین (کلام ۱۱۳ از کلمات قصار نهج البلاغه)
2 January 2016

کلامی از امیر المومنین (کلام ۱۶ از کلام ۱۱۳ کلمات قصار نهج البلاغه)

10764

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«وَ قالَ (ع): لَا شَرَفَ کَالْعِلْمِ وَ لَا عِزَّ کَالْحِلْمِ وَ لَا مُظَاهَرَهَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَهِ». کلام ۱۶ از کلمات ۱۱۳ نهج البلاغه.

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: هیچ شرافت و افتخاری برای انسان بالاتر از علم نیست، و هیچ عزّتی برای انسان بالاتر از حلم و بردباری نیست، هیچ پشتیبانی برای انسان در کارهایش بهتر از مشورت نیست.

انسان با مقام و منسب و مال و ثروت به شرافت انسانی نمی‌رسد، خداوند در قرآن می‌فرماید: «یَرْفَعِ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ». خداوند کسانی که ایمان آورده‌اند و کسانی که به آنها علم داده شده درجات بزرگی می‌بخشد. در قرآن تمام شرافتها و مقامها روی سه مسئله است: ایمان، تقوا و علم. برخی از مفسرین و دانشمندان از آیات قرآن اینگونه استفاده کرده‌اند که هدف خلقت انسان علم بوده است یعنی خداوند ما را خلق کرده که علم بیاموزیم و از جهل و نادانی رها شویم، امیرالمؤمنین (ع) دلیل این مطلب را همان خلقت آدم ابوالبشر می‌داند که خداوند در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره آیه‌ی ۳۰ می‌فرماید: «وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَاء وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ». و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینى خواهم گماشت گفتند: آیا در زمین کسى را مى‏گمارى که در آن فساد کند و خونها بریزد و حال آنکه ما با ستایش تو تنزیه مى‏کنیم و به تقدیست مى‏پردازیم فرمود من چیزى مى‏دانم که شما نمى‏دانید. فرشتگان این مطلب را از کجا می‌دانستند؟ این چه سابقه‌ای بود که ما نزد فرشتگان داشتیم؟ فرشتگانی که هیچگاه گناه نمی‌کنند و در وجودشان فکر گناه کردن هم نیست چه برسد به اینکه گناه کنند آنها برای اطاعت خلق شده‌اند. فرشتگان کاتب وحی الهی هستند و هیچگاه دستورات خدا را نافرمانی نمی‌کنند امّا اینجا چرا فرشتگان این سخن را گفتند؟ اعتراض بود یا سؤال؟ در واقع اگر بخواهیم رفع اشکال شود باید بگوییم این سؤال بود نه اعتراض، خداوند به فرشتگان فرمود: «إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید، سپس بلافاصله می‌فرماید: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَهِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ». و خدا همه‌ی نامها را به آدم آموخت ‏سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏گویید از اسامى اینها به من خبر دهید. برخی از مفسرین و علما از این آیه اینگونه استفاده کرده‌اند که خداوند آدم را خلق کرد که علم بیاموزد و علم هدف خلقت انسان است.

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «قیمَهُ کُلُّ امرءٍ مَا یُحسِنُهُ» ارزش هر کس به آن چیزی است که نیکو می‌داند، منظور این است که ارزش هر انسان به آن علمی است که دارد و هر چه علمش بیشتر باشد ارزشش بیشتر است.

«وَ قالَ (ع): عَزَّ مَنْ قَنَعَ وَ ذَلَّ مَنْ طَمَعَ».

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: عزیز شد هر که قناعت کرد و خوار شد هر که طمع کرد.

قناعت توانگر کند مرد را         خبر کن حریص جهانگرد را

****

اگر کسی بخواهد از نیاز و ذلّت نجات پیدا کند باید در زندگی قانع باشد وگرنه فقیر و خوار است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>