__20120412_1484868748
حدیثی از حضرت محمد (ص) در مورد علم و عقل
2 January 2016
01
حدیثی از امام حسین علیه السلام
4 January 2016

حدیثی از حضرت محمد (ص) در مورد آخرت

66f5f7f3d4d5d68d816656b6d9f2af36_XL_1

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«وَ قالَ (ص): إذا کانَ یَومُ القیامَۀِ لَم تَزَل قَدَما عَبدٍ حَتّی یُسألَ عَن أربَعٍ: عَن عُمُرِهِ فیمَ أفناهُ وَ عَن شَبابِهِ فیمَ أبلاهُ وَ عَمَّا اکتَسَبَهُ مِن أینَ اکتَسَبَهُ وَ فیمَ أنفَقَهُ وَ عَن حُبِّنا أهلَ البَیتِ».

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: هرگاه روز قیامت بیاید، بنده قدم از قدم بر ندارد مگر اینکه از او درباره‌ی چهار چیز پرسیده شود: از عمرش که در چه راه نابود کرده است، از جوانی‌اش که در چه راه فرسوده است، از درآمدش که از کجا کسب کرده است، و از دوستی ما اهل بیت.

چند سال پیش در روزنامه خواندم عبدالباسط قاری معروف مصری فوت کرد، پسرش نزد علمای نجف رفت و گفت: پدرم را در خواب دیدم که به من گفت: من به واسطه‌ی قرآنی که خواندم و مردم لذّت می‌بردند از تمام ایستگاهها گذر کردم مگر از یک ایستگاه که از من پرسیدند: تو ولایت علی بن ابیطالب (ع) را قبول داشتی یا نه؟ برو و از علمای نجف بپرس که من چه جوابی بدهم.

یکی از ایستگاههای مهمّ آخرت که مسلّم است و سؤال می‌کنند، ایستگاه سؤال از محبّت اهل بیت (ع) است. محبّت اهل بیت (ع) هم شرایطی دارد، کسی که اهل بیت (ع) را دوست داشته باشد فقط گریه نمی‌کند و فقط سینه نمی‌زند بلکه به دستوراتشان نیز عمل می‌کند. کسی که محبّت اهل بیت (ع) را داشته باشد دروغ نمی‌گوید، زنا نمی‌کند، ربا نمی‌خورد، غیبت نمی‌کند و… انسان باید یک شباهتی با دوست و محبوب خود داشته باشد و اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد سعی می‌کند که مانند او باشد.

برخی بی حساب به بهشت می‌روند و برخی بی حساب به جهنّم می‌روند و این حسابرسی متفاوت است، برخی را سریع حسابرسی می‌کنند و برخی را معطّل می‌کنند. نزدیکترین چیز به انسان مرگ است، روایت دارد که شخصی خدمت امیرالمؤمنین (ع) آمد و عرض کرد: از پنج مسئله از شما سؤال می‌کنم که اولین آن، این است که آن چیزی که نزدیک است و آنکه نزدیکترین نزدیکان است چیست؟ حضرت (ع) فرمود: نزدیک آخرت است و نزدیکترین نزدیک مرگ است.

در داستانی آمده که می‌گویند: شخصی، امام حسین (ع) را بسیار دوست داشت و آرزو می‌کرد که ای کاش در روز عاشورا در کربلا بود و امام (ع) را یاری می‌کرد، شبی خواب دید که در کربلاست و لشکر عمر سعد یک طرف و لشکر امام حسین (ع) در طرف دیگر است و هنوز جنگ شروع نشده و امام حسین (ع) مقابل خیمه نشسته و میدان را تماشا می‌کند، با علاقه و عشق و گریه نزد امام (ع) آمد و دست آن حضرت را بوسید و گفت: می‌خواهم با دشمنانت جنگ کنم امّا نه اسب دارم و نه شمشیر، امام (ع) به یکی از اصحاب خود فرمود: یک اسب و شمشیر به این آقا بدهید، سوار بر اسب شد و شمشیر را از غلاف بیرون کشید و به سمت لشکر دشمن شتافت، تیر اوّل به سینه‌اش خورد و بسیار دردناک بود، تیر دوّم هم به سینه‌اش خورد و دید نمی‌تواند با دشمن بجنگد با خود گفت: چه کنم، برگردم؟ امام (ع) نشسته و تماشا می‌کند، حضرت زینب (س) از خیمه بیرون آمد و نزد امام حسین (ع) رفت و سرش را کنار گوش امام (ع) برد و امام حسین (ع) نیز سرش را به سمت زینب (س) کرد و این شخص فرصت را غنیمت شمرد و فرار کرد، بقدری ترسیده بود که از خواب پرید و در حیاط خانه شروع به دویدن کرد همسرش از خواب بیدار شد و گفت: این چه کاری است می‌کنی؟ مرد گفت: برو به جان زینب (س) دعا کن که اگر او نبود بیوه شده بودی، این خبر به گوش حاکم شهر رسید و دستور داد آن مرد را به زندان بیندازند، آن شخص را به زندان بردند حاکم نزد او رفت و گفت: می‌خواستی فرار کنی اسب و شمشیر امام حسین (ع) را کجا بردی؟ و تا زمانی که شمشیر امام (ع) را ندهی در زندان خواهی ماند. غرض اینکه انسان باید ادعاهایی که می‌کند واقعی باشد. باید بدانیم صِرف داشتن ادعای محبّت اهل بیت (ع) کافی نیست و باید عمل هم داشته باشیم

مولانا در مثنوی داستانی نقل می‌کند که در زمان‌های قدیم برخی برای نشان دادن قدرت و پهلوان بودن روی بدن خود خال می‌کوبیدند روزی شخصی نزد یک خال کوب رفت و به او گفت: شیری را بر سینه‌اش بکوبد، شخص خال کوب شروع به کار کرد و آن شخص بسیار دردش آمد و پرسید: این کجای شیر است، خال کوب گفت: دُم شیر است، گفت: دُم نمی‌خواهد جاهای دیگرش را خال کوبی کن، خال کوب شروع کرد و شخص مجدداً همان سؤال را پرسید و خال کوب گفت: پای شیر است، آن شخص گفت: پا نمی‌خواهد، به همین صورت خال کوب هر جای شیر را که می‌خواست خال کوبی کند آن شخص از شدت درد می‌گفت: نمی‌خواهد، در آخر خال کوب عصبانی شد و گفت:

 

شیر بی دست و سر و اِشکم که دید         یک چنین شیری خدا هم نافرید

چـون نــداری طـاقت ســوزن زدن         از چنیـن شیــر ژیـانی دَم مـزن

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>