114
تفسیر آیات سوره مبارک ناس
16 November 2015
zoha (11)
تفسیر آیات سوره مبارک الضحی
17 November 2015

تفسیر آیات یک تا چهار سوره مبارک القارعه

sourat_alqaari3ah_mi

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏ »

الْقارِعَهُ * مَا الْقارِعَهُ *وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُ *یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ * وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ * فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازینُهُ * فَهُوَ فی‏ عیشَهٍ راضِیَهٍ * وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازینُهُ * فَأُمُّهُ هاوِیَهٌ * وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ * نارٌ حامِیَه

این سوره‌ی مبارکه مثل خیلی از سوره‌های آخر قرآن -سوره‌های کوچک قرآن- خیلی از آن‌ها مربوط به قیامت و پایان این دنیا و حساب و کتاب قیامت است و این سوره هم یکی از آن‌ها است. تمام این سوره درباره‌ی حوادث کوبنده‌ی قیامت و یا قبل از قیامت چون ما قبل از قیامت هم یک حوادثی داریم بین از بین رفتن دنیا و نابودی دنیا «وَ إِنْ نَکَثُوا» تا قیامت یک فاصله‌ی زیادی است، برزخی است. الآن هم برزخ است برزخ دیشب عرض کردم همه‌ی کسانی که از دنیا می‌روند الآن آن‌ها به عالم برزخ می‌روند. قیامت خدا می‌داند حالا چه موقع برپا می‌شود . آن یک برنامه‌ی دیگری است بنابراین یک فاصله‌ای بین دنیا و بین یعنی حتّی انتهای دنیا یعنی نفخ صور که می‌شود و دنیا به کلّی دیگر از بین می‌رود این کره‌ی زمین و همه‌ی این‌ها به هم می‌ریزد و نابود می‌شوند تا قیام قیامت باز هم یک فاصله‌ای است. حالا این سوره‌ی مبارکه بنا به بعضی از تفاسیر مربوط به همان قیامت اوّل است یعنی نابودی کره‌ی زمین و نفخ صور که خیلی کوبنده است، خیلی ترس‌آور است، خیلی وحشتناک است.
نفخ صور «فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَساءَلُونَ» خداوند به همه‌ی ما رحم کند که خطاب می‌رسد «لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ» ای نفس‌کش‌ها به تعبیر بنده ای گردن‌ کلفت‌ها، ای قلدرها، ای پادشاهان، ای رؤسای جمهور، ای نفس‌کش‌ها کجا هستید؟ حالا امروز سلطنت برای کیست اصلاً یک نفر نیست جواب هم بدهد خدا جواب خودش را خودش می‌دهد «لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار» به هر صورت حالا یک بحثی است که این سوره‌ی مبارکه و این آیات مربوطه به همان نفخ صور است و همان حوادث کوبنده‌ی وحشتناک نفخ صور که همه‌ به هم می‌ریزد و کره‌ی زمین و همه زیر و رو می‌شوند، پراکنده می‌شوند، خرد می‌شوند، نابود می‌شوند حالا این‌جا در این آیات می‌فرمایند یا مربوط به همان قیام قیامت است که آن هم خیلی وحشتاک است، خیلی هراسناک است. یک شب عرض کردم امام مجتبی که این ایّامی که گذشت ایّام شهادت آن بزرگوار بود در حدیث دارد که هنگام شهادت خود – امام حسن مجتبی- گریه می‌کرد عرض کردند یابن رسول الله «إِنَّمَا أَبْکِی‏» برای چه گریه می‌کنید؟ فرمود «لِخَصْلَتَیْنِ» برای دو چیز گریه می‌کنم«لِهَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الْأَحِبَّهِ» هول المطّلع همان قیامت است که برپا می‌شود خیلی هول دارد هول ؟؟ یعنی وحشت، دهشت، هراس، گفتند یک دفعه از قبر سر درمی‌آورد یک عالم عجیبی هر کسی دنبال کار خود، هر کسی «یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ * إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ» ، «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخیهِ» ‏ِ روز قیامت ۶۰ اسم دارد این اسامی در قرآن هم است «یَوْمَ الْحَسْرَهِ» و… این‌ها به هر صورت یک تفسیر این است که این آیات مربوط به همان قیام قیامت که آن روزی که قیامت برپا می‌شود و همه برای حساب و کتاب می‌آیند؛ مطّلع است یا نه برای همان نفخ صوری که پایان این جهان است که آن هم خیلی کوبنده است، خیلی وحشتناک است یک دفعه شما خدا نکند یک وقت زلزله بیاید یک نشانه‌ی بسیار کوچکی از روی نفخ صور این زلزله‌ها است که می‌آید. یک دفعه در یک شهر من آن وقت که قبل از انقلاب سال ۵۷ که زلزله‌ی طبس شد من دو بار طبس رفتم هر سفری هم چند روز آن‌جا بودم تعریف‌هایی که می‌کردند اوّلاً وقتی آدم می‌رفت خود شهر را می‌دید واقعاً این شهر زیر و رو شده بود از شهر ۲۰ هزار نفری چهار، پنج هزار نفر مانده بودند بقیّه‌ی همه زیر آوار تلف شده بودند خیلی وحشتناک بود. همین بم من یکی، دو سفر رفتم… همین رودبار وقتی زلزله شد اتّفاقاً ما همان صبح رفتیم اصلاً خیلی وحشتاک است، حالا مهم‌تر از این کسانی که ساعت زلزله آن‌جا هستند که یک دفعه این شهر همه به هم می‌ریزد و خراب می‌شود، صدای ضجه و ناله‌ی این مردم زیر این آوارها بلند می‌شود، صدای خرابی این خانه‌ها… پناه بر خدا، خدا چنین روزی را برای تهران نیاورد، تهران هم الآن در خطر این زلزله است خدا رحم کند. به هر صورت یک بحث این است که این آیات این «الْقارِعَهُ» به معنی کوبنده است قرع در لغت به معنی کوبیدن است. حدیث معروفی است که ملای رومی هم برای آن شعر درست کرده است «من قَرَعَ باباً وَلجَّ ولَجَ» کسی که دری را بکوبد بالاخره از آن در جواب می‌گیرد و صدا از آن در بیرون می‌آید
گفت پیغمبر که گر کوبی دری عاقبت زان در برون آید سری
«قرع» غرض در لغت به معنی کوبیدن است «قارعه» یعنی کوبنده اسم فاعل است. خدای متعال برای این‌که مطلب خیلی مهم است مثل «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ» می‌ماند که در سوره‌ی واقعه است «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ» هنگامی که واقعه آن اتّفاق مهم می‌آید. این‌جا می‌فرماید «الْقارِعَهُ» آن حادثه‌ی کوبنده‌ی سخت «وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُ» حالا قبل از این‌که شروع به تفسیر سوره کنیم یک حدیثی در فضیلت این سوره است معمولاً ما اوّل فضیلت این سوره را می‌خواندیم بعد حدیث‌های آن را می‌گفتیم. یک حدیثی از امام باقر (علیه السّلام) است که فرمود «مَن قَرَأَ القارِعَه» کسی که این سوره‌ی قارعه را بخواند حالا چه در نماز، چه در غیر نماز آدم اگر بتواند این سوره‌ها را در نماز بخواند به قول معروف ثواب آن دوبله سوبله می‌شود دو، سه برابر می‌شود. کسی توان آن را داشته باشد این سوره‌ها را حفظ کند و در نماز بخواند چون نماز یک حالت تقرّب خاصّی به انسان می‌دهد یک حالت قربی به درگاه خدا است. آدم این سوره‌ها را در نماز بخواند ثواب آن بیشتر است… این‌جا البتّه ندارد که در نماز یا در غیر نماز همین قدر می‌فرماید کسی که این سوره‌ی مبارکه را بخواند «آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ فِتْنَهِ الدَّجَّالِ أَنْ یُؤْمِنَ بِهِ وَ مِنْ فَیْحِ جَهَنَّمَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنْ شَاءَ اللَّه‏» فرمود هر کس این سوره را بخواند خدا او را از فتنه‌ی دجّال که در آخر الزّمان می‌آید و ایمان به دجّال چون دجّال یک فتنه‌ی عجیب و غریبی است که خیلی‌ها وقتی که می‌آید به او ایمان می‌آورند دنبال او راه می‌افتند. در حدیث دارد که بیشتر مریدهای او زن‌ها هستند چون زن‌ها این را به این‌ جهت عرض کنم خیلی زود تحت تأثیر قرار می‌گیرند این‌که این‌قدر در روایات سفارش شده تا می‌توانید زن‌ها را حفظ کنید، آن‌ها را در خانه نگه دارید نگذارید در اجتماع، در بازار، در مردم بیایند برای این‌که آن‌ها عاطفی هستند. این‌ هم یک علّت خلقتی ذاتی آن‌ها است. آن‌ها عاطفی هستند زود تحت تأثیر قرار می‌گیرند. با یک نگاه، با یک کلمه، حرف… بسیاری از این دخترها که منحرف می‌شوند به خاطر همین حرف‌ها و نگاه‌های این‌ جوان‌ها است دو کلمه با او حرف می‌زنی زود تحت تأثیر قرار می‌گیرند. مردها این‌طور نیستند که به این زودی تحت تأثیر قرار بگیرند. امّا زن‌ها این‌طور هستند خیلی زود تحت تأثیر قرار می‌گیرند، خیلی زود فریب می‌خورند. شما امروز صبح خوب بود می‌آمدید این‌جا می‌دیدید من برای نماز آمدم فراموش کرده بودم چون می‌دانستم یعنی دو سال پیش به یاد داشتم که روز اوّل ماه ربیع دیگر رسم شده است یک چیزی موهومی است خانم‌ها این را بدانید این یک کار خلافی است، این یک عمل خلافی است عمل خوبی هم نیست و اگر مخصوصاً این جنبه‌ی رسمی پیدا کند این اصلاً یکی از خرافاتی است که برای مخارج آن دست می‌گیرند که صبح اوّل ماه ربیع الاوّل صبح هم نه من صبح آمدم از آقا یحیی پرسیدم این زن‌ها چه موقع آمدند؟ گفت از ساعت نُه شب مرتّب به این‌جا می‌آیند شمع روشن می‌کنند و حاجت می‌خواهند. همین بدحجاب‌ها می‌خواهند با این یک عمل خود را تطهیر کنند واقعاً ببینید شیطان وقتی می‌خواهد انسان را فریب دهد این‌طور فریب می‌دهد آن هم یک مسجد نه هفت مسجد می‌گویند باید بروند ما این‌ هفت مسجد را نمی‌دانستیم صبح بیایند در این مسجدها را… شمع روشن کنند و کثیف کنند و باید کلّی زحمت بکشند این شمع‌هایی که سوخته است این‌جا پاک کنند حالا که مثلاً چه شود این‌ها نه مدرکی، نه سندی هیچ چیز ندارد جزء یک عمل خلافی موهومی که معلوم نیست اصلاً چه کسی این‌ را باب کرده است. دجّال هم این‌طور است دجّال یک مردی است که خر او غیر از خودش است بعضی‌ها تا می‌گویند دجّال یک دفعه خیال می‌کنند به آن خر دجّال می‌گویند. نخیر دجّال یک شخصّی است یک آدم فریب‌کاری است، یک فتنه‌ای است که در آخر الزّمان درست می‌شود یک آدمی است می‌آید حالا معلوم نیست با چه شکل و قیافه‌ای می‌آید منتها یک الاغی هم دارد. حالا شاید الاغ هم نباشد یک مرکبی دارد مرکب او هم شاید هواپیما باشد نمی‌دانیم شاید هم اتومبیل باشد حالا بالاخره یک مرکب سریع السیری دارد در کوچه‌ها راه می‌افتد شروع به تبلیغ کردن به علیه امام زمان (سلام الله علیه) می‌کند و طبق روایت یک وسایلی هم دارد که مردم را جذب می‌کند با یک سر و صداهایی، با یک آهنگ‌های، با یک چیزهایی معلوم است زن‌ها زودتر تحت تأثیر قرار می‌گیرند دنبال او راه می‌افتند. به هر صورت می‌فرماید کسی که این سوره‌ی مبارکه را بخواند خدا از فتنه‌ی دجّال و ایمان به دجّال که دنبال او راه بیفتد و به او ایمان بیاورد حفظ می‌کند «وَ مِنْ فَیْحِ جَهَنَّمَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنْ شَاءَ اللَّه‏‏» قیح به معنای چرک و آن آب‌های کثیفی است که در جهنّم خوراک اهل جهنّم است می‌فرماید که خدا از آن آب‌های چرک کثیف جهنّم که خوراک جهنّمیان است او را حفظ می‌کند یعنی غرض خواندن این سوره‌ هم فضیلت است. حالا می‌فرماید «الْقارِعَهُ * مَا الْقارِعَهُ» کوبنده چه کوبنده‌ای…در فارسی هم ما وقتی می‌خواهیم یک مطلب خیلی مهمی را بیان کنیم می‌گوییم که حادثه چه حادثه‌ای! یعنی می‌خواهیم به قصّه خیلی اهمیّت دهیم و بگوییم شما نمی‌دانید چه بود، چه پیشامد ناگواری! چه سخن ناهنجاری! سخن گفت چه سخنی! اتّفاق چه اتّفاقی! در قرآن چند جا این‌طور است که به خاطر اهمیّت مطلب با یک مای موصوله تکرار می‌کند. «الْقارِعَهُ» کوبنده حادثه‌ی کوبنده «مَا الْقارِعَهُ» چه حادثه‌ی کوبنده‌ای است! باز هم تکرار می‌کند «وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُ» ای پیغمبر! این‌جا مخاطب پیغمبر است ولی همه حالا به ما هم همین «وَ ما أدراکَ» یعنی به ما می‌گوید ای تو، ای شخص گوینده و شنونده هیچ می‌دانی این کوبنده چه کوبنده‌ی سختی است؟ یعنی به خاطر اهمیّت مسئله این کلمه‌ی القارعه سه بار تکرار شده است واقعاً هم خیلی مهم است. «الْقارِعَهُ * مَا الْقارِعَهُ *وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَهُ» این حادثه‌ی کوبنده چیست؟ اجمال آن را می‌فرماید «یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ» آن حادثه‌ی کوبنده می‌دانید چه حادثه‌ای است؟ آن روزی که حالا عرض کردم بحث این است که این روز این «یَوْمَ یَکُونُ» روزی است که نفخ صور می‌شود که پایان این جهان است و کوه‌ها به هم می‌ریزد و زمین به هم می‌ریزد و همه‌ به هم می‌ریزند همه یک دفعه جان آن‌ها گرفته می‌شود و همه بی‌جان می‌شوند کره‌ی زمین به هم می‌ریزد آیا منظور «یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ» آن روز است یا روز قیامت است که این تفسیر دوم با آن آیات بعدی بهتر سازگار است. روزی که حالا هر روز چه روز نفخ صور باشد چه روز قیام قیامت باشد «یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ» مردم مثل فراش پراکنده هستند مبثوت یعنی پراکنده حالا در فراش بحث است فراش یک لغتی است که هم به این پروانه‌های سرگردان گفته می‌شود یعنی فرش و هم به ملخ گفته می‌شود و معنا خلاصه خیلی فرق نمی‌کند می‌خواهد بفرماید که مردم از شدّت هراس و ترس و وحشت و نگرانی و اضطراب مثل این پروانه‌هایی که اطراف چراغ می‌گردند یک دفعه می‌آیند خود را به شمع و چراغ می‌زنند می‌سوزند و به پایین می‌افتند این یک معنا یا مثل این‌ ملخ‌های پراکنده حالا چرا خداوند به پروانه‌ یا ملخ تشبیه کرده است؟ به خاطر این‌که پروانه در ادبیّات فارسی ما خیلی جایگاه والایی دارد و الگوی عشق و محبّت است در آن شعر می‌گوید عشق ز پروانه بیاموز یعنی پروانه سبل عشق است، ولی اتّفاقاً در عرب سنبل حماقت است خیلی جالب است عرب‌ها وقتی می‌خواهند یک احمقی را مثال بزنند که خیلی احمق است می‌گویند مثل پروانه می‌ماند واقعاً حماقت است شاید این تشبیه عرب‌ها بهتر از تشبیه ما باشد یعنی چه که حالا ۱۰ پروانه، ۵۰ پروانه، ۶۰ پروانه بیایند دور شمع و آتش و چراغ بگردند خود را بسوزانند و پایین بیایند این‌ حماقت است یا عشق است؟ به هر صورت در فارسی سنبل عشق است و هر کسی می‌خواهد بگوید برو عشق بیاموز می‌گوید برو از پروانه عشق بیاموز. این چه عشقی است من نمی‌دانم یعنی برو خود را بکش، خود را بسوزان. این کشف شده است دیگر کشف نمی‌خواهد این چیز معمّایی نیست این همان حرف عرب‌ها است خیلی بهتر است، ؟؟ سنبل حماقت است، دیوانگی است اصلاً عشق هم یک نوع حماقت است عشق یعنی چه؟ آن عشقی که این عاشق‌ها می‌گویند. می‌گویند پسر آمد به پدر خود گفت پدر تا حالا هیچ درد عشق کشیدی؟ گفت تو گرسنگی ندیدی که درد عشق و این‌ها از ذهن تو اصلاً از خیال تو بیرون برود. گرسنگی بچشی می‌فهمی عشق چیست عشق یعنی چه؟ در قرآن این کتاب آسمانی خدا شما یک لحظه عشق پیدا نمی‌کنید. در تمام نهج البلاغه من فقط یک جا «مَن عَشَقَ شِئً» است که آن هم باز یک معنایی دارد. عشق یک کلمه‌ای است که خیلی کلمه‌ی خوبی است حالا در فارسی به هر حال ببینید این شعرا درباره‌ی عشق چه شعرها، چه قصیده‌ها، چه چیزها گفتند حالا خدا می‌داند. غرض حالا خود عشق چیست که ما برویم از پروانه یاد بگیریم یک پروانه به قول عرب‌ها واقعاً سنبل حماقت است. حالا هر چه است مخالفت با آن کاری نداریم این‌قدر است که قرآن می‌فرماید آن روز روزی است که مردم مثل یا حالا پروانه‌های سرگردان که خود را مدام… اگر پروانه باشد آن وقت با قیامت بهتر است یعنی این‌ها از شدت نگرانی همه‌ی نه حالا همه‌ی مردم آن مردم معمولی، مردم گناهکار، مردم بی‌هدف، مردمی که در این دنیا شب اوّل ربیع الاوّل که می‌شود همین‌طور سرگردان بلند می‌شوند شب تا صبح در خیابان‌ها … این آقای ؟؟ بودیم می‌گفت من ساعت ۲ شب آمدم از این‌جا عبور کنم دیدم یک غلغله‌ای، یک جمعیّتی بود می‌گفت من خیال کردم این‌جا شام می‌دهند آن شب آن‌قدر که مردم جمع شده بودند دیدم نه شمع روشن کردند سرگردانی این است. آدم سرگردان که هدف ندارد این‌طور است روز قیامت هم این‌ها مثل همین فراش مبثوت هستند. بعضی از کسانی که در زندگی هدف نداشتند چیزی هم ندارند نمی‌دانند کجا می‌خواهند بروند روز قیامت روزی است که قرآن می‌فرماید «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» ما هر گروهی را به امام آن‌ها می‌خوانیم یعنی هر کسی اگر هدف داشته یعنی هدف او مثلاً امیر المؤمنین (علیه السّلام) بوده است، امام حسن بوده است، امام حسین بوده است، امام هشتم بوده است مردم کجا می‌روند آن دیگر روح سرگردان نیست او دنبال امام خود می‌رود. آقا تا سر از طبل در می‌آورد یا حسین دنبال امام خود راه می‌افتد. ولی سرگردان کسانی هستند که واقعاً نمی‌دانند در زندگی چه هدفی دارند می‌خواهند چه کار کنند، همین‌طور که در دنیا سرگردان هستند این‌جا هم سرگردان هستند. نتیجه‌ی سرگردانی این است که اگر فراشی که به معنای پروانه‌ باشد می‌روند خود را آتش می‌زنند. پروانه‌ها می‌روند این‌جا خود را به چراغ می‌زنند می‌سوزانند، این‌جا آن‌ها می‌روند خود را به آتش می‌اندازند. اگر به معنای ملخ باشد البتّه این معنای دوم یک شاهد دیگری در قرآن دارد. در قرآن در یک جایی درباره‌ی قیامت می‌فرماید «کَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ» جراد این‌جا حتماً به معنای ملخ است می‌فرماید روز قیامت مردم چنان سرگردان هستند مثل ملخ‌های سرگردان می‌گویند فرق ملخ مثلاً با زنبورها و مگس‌ها و کلاغ‌ها و این پرنده‌هایی که در هوا هستند معمولاً این‌ها وقتی دسته جمعی راه می‌افتند یک هدفی دارند دنبال آن هدف می‌روند. شما الآن زیاد می‌شنوید که از سیبری مثلاً در یک فصل خاصّی این پرنده‌ها به تالاب انزلی و تالاب‌های این طرف می‌آیند. زمستان‌ها که برف ؟؟ به این طرف می‌آیند. تابستان‌ها که هوا خوب می‌شود دوباره دسته جمعی کوچ می‌کنند، پرواز می‌کنند می‌روند هدف دارند. تنها پرنده‌ای که می‌گویند دسته جمعی بدون هدف حرکت می‌کند ملخ است. وقتی ملخ‌‌ها دسته جمعی راه می‌افتند اصلاً هدف ندارند همین‌طور راه می‌افتند و لذا می‌بینید در یک شهری همه‌ی آن‌ها می‌ریزند اهل شهر را به ستوه می‌آورند. در مزرعه می‌ریزند مزرعه را از بین می‌برند. گاهی هم می‌روند در کویری می‌ریزند اصلاً هدف ندارند دسته جمعی هم می‌روند، بی‌هدف پرواز هم می‌کنند اگر به معنای ملخ باشد که در آن آیه‌ی شریفه‌ی دیگر است یعنی این‌ها روز قیامت مردم دسته جمعی بی‌هدف، سرگردان نمی‌دانند از شدّت وحشت و دهشت کجا می‌خواهند بروند. همین‌طور در صحرای عرفات و بیابان قیامت سرگردان هستند. به هر صورت می‌فرماید روز سختی است، روز کوبنده‌ای است خیلی سخت به قدری سخت است که «یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ».

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>